جمعیت پوریاران پهنایی
 

کار و فعالیت‏

اگر طبابت باشد، اما پرستارى نباشد، طبابت هم نخواهد توانست علاج بیمارى بیمار را بکند. بخش مهمى از بهبود حال بیماران ما، مرهون دست نوازشگر پرستاران است.

این حرفه‏ى پرستارى، ترکیب عجیبى است ... از یک سو، ترکیبى است از رحمت و عطوفت و مهربانى و مراقبت، و از سوى دیگر، دانش و معرفت و تجربه و مهارت.

پرستاران شایسته‏ى احترام، تجلیل و ستایش از طرف مردم ومسئولین‏هستند.

پرستارى حرفه‏ى شریف و ارزشمندى است که کمتر به مقام معنوى و قداست والاى آن توجه شده است.

در روز ولادت زینب کبرى (سلام‏اللَّه‏علیها) جا دارد که روز پرستار را گرامى بداریم.

عزیزان من! این موقعیت را قدر بدانید، این خدمتگزارى را بزرگ بشمارید، از خدا به خاطر آن سپاسگزارى کنید که شما را به این کار مهم موفق کرده است و آن را هر چه مى‏توانید، بهتر انجام بدهید.

لازم مى‏دانم که از همه‏ى پرستاران سراسر کشور صمیمانه تشکر کنم.

من این میلاد مسعود را ... و بخصوص این روز را - که روز پرستار نامگذارى شده است - به همه‏ى پرستاران کشور، که قشر زحمتکش و ارزشمندى هستند، ... تبریک عرض مى‏کنم.

نقش پرستار، چه قدر نقش پُربها و پُراثرى است.

پزشک

اگر احساس تعهد به علم، انسان و انسانیت نبود، بلاشک امروز پیشرفتهایى که شما در پزشکى ملاحظه مى‏کنید، کشف و حاصل نشده بود؛ این را قدر بدانید. این احساس تعهد، خیلى ارزشمند است.‏

پزشکان ما در بخشى از کشور متراکمند؛ خیلى از جاها حقیقتاً دچار کمبود پزشک یا لااقل پزشک متخصص هستند؛ براى این باید فکرى کرد.

نظام پزشکى باید مأمن پزشکان باشد؛ لیکن بیش از آن باید مأمن آبروى پزشکى باشد.

معلم‏

احترام به استاد، احترام به علم است.

امروز همه باید تکریم به معلمان را، در فضاى فرهنگى جامعه و در ذهن مردم بیش از پیش تشدید کنند.

این معلمان چه‏قدر عزیزند! این شغل معلمى چه‏قدر ارزشمند است! این مرتبه‏ى تعلیم چه قدر والا و بلند است، که همه‏ى انسانهاى فرزانه، انسانهاى بزرگ و برجسته، هرجایى که باشند، خود را پرورده‏ى دست معلم مى‏دانند و سایه‏ى معلم را بر سر خودشان حس مى‏کنند!

تکریم نسبت به معلم و بزرگداشت او به معناى واقعى کلمه، آثار بسیار مثبتى را در فرهنگ جامعه و تعلیم و تربیت باقى مى‏گذارد.

شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را مى‏سازید و استکبار جهانى را مأیوس مى‏کنید و نقطه‏ى امید روشن را ... در دل مستضعفان عالم زنده نگه مى‏دارید.

شما معلمان هستید که فردا را مى‏سازید.

معلم با آموختن به یک انسان کلید بهره‏بردارى از گنجینه‏یى تمام نشدنى را به او مى‏دهد.

معلم متحول کننده‏ى جان لایعلم انسانها به روان عالم است.

نقش معلم و مربى در جامعه‏ى ما، نقش تراز اول است.

صیادى

استحصال از دریا یک کار مفید، کار تولیدى و خدمت به مردم است.

مسئولین باید امر صیادى را خیلى جدى بگیرند.

کارگر

استقلال ملت و کشور، به تلاش و زحمت کارگران بستگى دارد.

این کارى که شما [کارگران‏] براى توسعه و پیشرفت کشور مى‏کنید، این یک عبادت قطعى است.

شما کارگرها نقش مهمى در کشور دارید. بار اصلى تولید روى دوش شماست.

قشر عزیز کارگر مایه‏ى افتخار ما و نظام جمهورى اسلامى است.

کارگران در دو جبهه‏ى کار و جنگ تلاش ارزنده‏یى از خود نشان دادند.

کارگر شأن معنوى و انسانى بالایى را در جامعه دارد.

همه‏ى ذرات عالم کارگرند.

ارزش کارگر آنقدر والاست که پیغمبر دست او را بوسید.

کارمند

خیال نکنید بدون عشق و ایمان مى‏شود کارى کرد! این روح را تقویت کنید. این‏که من این قدر تکیه مى‏کنم که نیروهاى مؤمن و حزب‏اللهى را در بخشهاى مختلف کار و تشکیلات دولتى بیاورید و به کار بگمارید، براى خاطر این است که نیروى مؤمن و دل مؤمن، این روح را تأمین خواهد کرد. به جسم اکتفا نکنید.

در گزینش افراد ملاحظه کنید، کسانى باشند که این خصوصیات را رعایت بکنند -هم جهات اسلامى، هم جهات انقلابى، هم جهات ارزشى را - تا کار، واقعاً چنان که باید و شاید، پیش برود و هیچ لنگى و مشکلى پیدا نکند و به ابتکار، میدان بدهید.

در محیط کار، سعى کنید از همه‏ى توان و استعداد و ابتکار خودتان استفاده کنید.

ماهیت کارِ کارمند، خدمت است.

محیط کارمندى، محیط شرافت و پاکدامنى و محیط کار براى اسلام و مسلمین است.

نگذارید ساعتى از ساعات کار شما، به بطالت یا به کم کارى بگذرد.

اشتغال

الان مسئله‏ى اشتغال حقیقتاً جزو چند مسئله‏ى درجه‏ى اول ماست.

امروز مسئله‏ى اشتغال در کشور ما یک مسئله‏ى بسیار مهم و اساسى است و اگر برنامه‏ریزىِ خوب و کارآمد و عمل جدى دنبال این عنوان وجود داشته باشد، به وضوح مشکلات بتدریج کاهش پیدا خواهد کرد.

پرداختن به مسئله‏ى اشتغال و فعالیت تولیدى و مفید، وظیفه‏یى است که از معنا و مفهوم جمهورى اسلامى مى‏جوشد.

پرداختن به مسئله‏ى اشتغال یکى از مهمترین گره‏گشاییها در کار مردم است و گره‏گشایى، سیره‏ى علوى است.

محور همه‏ى سیاستهاى کلان اجرایى باید ایجاد اشتغال در کل کشور باشد. معناى اشتغال این است که جوانِ مستعدِ آماده‏ى به کار، فرصت تلاش و فعالیت به دست بیاورد تا هم نیاز شخصى خود را از این راه برطرف کند و هم به پیشرفت و آبادانى کشور و رونق اقتصادى آن کمک کند

تعاون

من وقتى در وضع کشور خودمان نگاه مى‏کنم، مى‏بینم یکى از چیزهایى که مى‏تواند جلوى این بى‏عدالتى را به شکل منطقى و اصولى سد کند، همین کار تعاونى است.

تعاون در کشور ما مى‏تواند سرانگشت گره‏گشایى باشد.

به نظر من، یکى از راه‏حلها و اساسى‏ترین و منطقى‏ترین و بنیادى‏ترین کارهایى که مى‏تواند در این کشور براى استقرار عدالت انجام بگیرد، «تعاون» است.

همین تعاون مى‏تواند کشور را - بخصوص امروز - از لحاظ اقتصادى هم نجات بدهد.

من با مسئولان کشور، ... بارها این را تکرار کرده‏ام و گفته‏ام که نقطه‏ى بن‏بست شکنمان، عبارت است از ایجاد اشتغال، آن هم از منابع نو؛ و «تعاون» مى‏تواند یک بازوى قوى در این راه باشد.

کیفیت

دایم در فکر کیفیت دادن باشید.

محکم‏کارى و استحکام و بالا بردن کیفیت کار را مراقب باشید.

یک کار اساسى بایستى به بهترین کیفیتها عرضه شود، تا ماندگار باشد.

وجدان کارى

اگر ملتى داراى وجدان کار باشد، محصول کار او خوب خواهد شد.

تذکرى که مى‏خواستم عرض کنم این است که دو چیز را از آغاز سال شروع کنیم و به عنوان شعارى براى خودمان قرار بدهیم. آن دو چیز عبارت است از وجدان کار و انضباط اجتماعى که دو شاخص بسیار مهم است.

هر کس و در هر کجا که هستیم، وجدان کار را در کارى که به گردن گرفتیم و تعهد کردیم، رعایت کنیم.

نظم، برنامه‏ریزى

خاصیت برنامه‏ریزى خروج از روزمرگى است.

[نظم و انضباط] کشور و ملت ما را به شادابى خواهد رساند و کار آنها را پیش خواهد برد.


اعتیاد

دشمن براى تباه کردن و ضایع کردن نیروى کار، وارد میدان مى‏شود. چگونه؟ با دو عامل: عامل فساد اخلاقى و عامل اعتیاد.

فساد و اعتیاد و هرزگیهاى گوناگون بر اثر فقر پیش مى‏آیند.

امروز یکى از برنامه‏هاى حتمى دشمنان در سرتاسر کشور این است که فساد و بیکارگى و تنبلى و اعتیاد را رواج بدهند.


جامعه

تمدن

ملت هوشمند، نجیب و شجاع ایران در تمدن امروز جهان نقش اساسى دارد.

جهانگرد

مى‏بینید که ما براى کار کردن، هنوز خیلى جا داریم. براى ابتکار، براى جمع کردن نیروهاى خوب و کارآمد و به کار گرفتن استعدادهاى درست، خیلى جا داریم. ... عین همین را حتى وزارت ارشاد و بخشهاى به حسب ظاهر غیر صنعتى و غیر تولیدى دارند. فرض کنید وزارت ارشاد، مسئله‏ى مسافر و جهانگرد و آمدن و رفتن و امثال اینها را دارد. کشورهایى در دنیا هستند که اصلاً از این طریق زندگى مى‏کنند؛ یعنى همین کارى را که ما با نفتمان مى‏کنیم، آنها با نمایش دادن مى‏کنند. ما چینى‏هاى ته صندوقمان را در مى‏آوریم؛ دانه دانه مى‏فروشیم و پولش را مى‏خوریم! آنها این چینى‏ها را پشت ویترین مى‏گذارند؛ مردم مى‏آیند و تماشا مى‏کنند؛ همان پول را از این طریق به دست مى‏آورند.

وقتى ما به میراث فرهنگى رسیدیم، سرمایه‏یى مى‏شود که از آن در بخش گردشگرى سود و بهره‏اش را مى‏بریم.

خدمت‏ رسانى

اگر در مسایل رفاه زندگى عمومى و ایجاد تسهیلات و رفع مشکلات غرق شویم، به طورى که جهتگیریهاى انقلابى را به دست غفلت بسپریم، به ابهت و هیبت‏انقلاب ضربه زده‏ایم و جاذبه‏ى آن را در دنیا مخدوش کرده‏ایم و این، مطمئناً به کارایى ما ضربه خواهد زد. بنابراین، این دو در کنار هم مطرحند.

امروز در کشور، رقابت مشروع و مقبول از نظر مردم و ما، فقط رقابت براى خدمت کردن به مردم است.

انقلاب، زندگى و نشاط و ایمان مردم را به آنها برگرداند.

باید ترتیبى داده بشود و مکانیسمى به وجود بیاید که کارگزاران حکومتى، خودشان را به معناى حقیقى کلمه، خدام و خدمتگزاران مردم بدانند.

بزرگترین مبارزه‏ى با امریکا، خدمت به این مردم است.

جمهورى اسلامى آن هندسه‏ى معیوب را ندارد؛ بعکس، یک نوع حالت مرکزگریزى و دور از مرکزگرایى در طبیعت جمهورى اسلامى هست. ممکن است به‏طور قهرى در مواردى از این طبیعت تخلف بشود؛ اما طبیعت دستگاه و برنامه‏ریزى دستگاه، همان است. هنوز از پیروزى انقلاب دو ماه نگذشته بود که امام‏بزرگوار به بنده مأموریتى دادند و من را به بلوچستان فرستادند و گفتند چون‏شمانسبت به مسائل بلوچستان سابقه دارید، به آن‏جا بروید و به وضع محرومیت آن منطقه برسید؛ این اولین نشانه‏ى یک حرکت بود؛ در حالى که امام به‏بلوچستان نرفته بودند! این حالتى است که از طبیعت دستگاه مى‏جوشد. شما سراغ جاهاى محروم بروید.

جوانهاى عزیز و آحاد مردم کشورمان باید طعم شیرین خدمات دولتى را در کام خود حس کنند.

جهت کلى سیاستهاى ما، باید تأمین منافع طبقات محروم باشد.

حقیقتاً مردم ولى‏نعمت ما و کارگزاران این نظام هستند.

در مسایل داخلى تأمین عدالت اجتماعى و امنیت عمومى و رعایت طبقات ضعیف و محروم، یک رکن اصلى است.

علاج مشکلات ما در این است که سازندگى کشور را در کنار تأمین روحیه‏ى انقلابى در مردم و حفظ همان صلابت و چهره‏ى باعظمت و هیبت انقلاب ببینیم. اگر به رفاه عمومى نیندیشیم و به سازندگى کشور فکر نکنیم، مطمئناً نظام جمهورى اسلامى نخواهد توانست الگو و تجربه‏ى مطلوب را به دنیا ارایه بدهد.

فلسفه‏ى وجود بنده و امثال بنده و دیگر مسئولان، خدمت است. ماها نوکر و خدمتگزار مردم هستیم؛ اعتبار و آبروى ما به این است؛ اسلام این را براى ما معین کرده است؛ ما حقى به گردن مردم نداریم؛ مردم به گردن ما حق دارند.

ما اصلاً براى خدمت به مردم آمده‏ایم. فلسفه‏ى وجود ما خدمت به مردم است.

ما معتقدیم که در نظامى اسلامى و در جامعه‏یى که برکات و نعمات متعلق به همه‏ى مردم است، چنانچه کسانى هستند که در محرومیت به سر مى‏برند، مسلماً حق آنان تضییع شده و حقوقشان داده نشده است.

مسئولین تا نفس دارند باید به این مردم خدمت کنند. بایستى در بین مسئولین مسابقه خدمتگزارى و خدمت‏رسانى به مردم برقرار باشد.

نهضت خدمت‏رسانى به مردم یک مبارزه بزرگ و سنگین است.

هرکه مى‏خواهد با امریکا مبارزه‏ى اساسى بکند، باید به این مردم خدمت کند.

همه مسئولان در سه قوه، باید نهضتى را براى خدمت‏رسانى به مردم شروع کنند.

همه مسئولین باید در خدمت به مردم از یکدیگر سبقت بگیرند و یک نهضت خدمت به مردم راه بیندازند.

قانون‏

از خصوصیات امام تقید به قانون بود و این‏که کارى خلاف قانون انجام نگیرد.

حضرت امام مقید به قانون بودند.

قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران که به حق از مجموعه‏هاى کم‏نظیرى است که در دست ما قرار دارد و خیلى به آرمانهاى اسلامى ما نزدیک است، در نزد مردم ما قداست دارد.

قانون یعنى جاده‏یى که باز مى‏شود تا مسئولان اجرایى از آن جاده حرکت کنند و با تلاش خود گوشه و کنار و زوایاى کشور را آباد و اصلاح کنند. این جاده بازکنى به عهده‏ى قانون است و قانون را هم نماینده‏ى شما در مجلس وضع مى‏کند.

ملاک عدل و اقامه‏ى آن، قانون است ... و ملاک قانون، شرع است.

یکى از شعارهاى بسیار خوب جناب آقاى خاتمى مسئله‏ى «قانونگرایى» بود.

[قانون اساسى‏] در سرنوشت رفاه و چگونگى زیست مردم از نقش مؤثرى برخوردار است. لذا باید سرلوحه‏ى کردار قوه‏ى مجریه و سایر قوا قرار گیرد.

مستضعفان، فقر، عدالت اجتماعى

امیدوارم خداى متعال توفیق دهد، تا بتوانیم در همین خط صحیح و درستى که به‏اعتقاد ما همه‏ى آرمانهاى انقلاب: رفع محرومیت و فقر، کمک به مستضعفان، زنده کردن و احیاى ارزشهاى اصیل اسلام ناب و ... با تداوم این خط تأمین مى‏شود، حرکت کنیم و ان‏شاءاللَّه با تقویت و ترویج و توسعه‏ى آن، به طرف اهداف مقدسمان پیش برویم.

این انقلاب و نظام مدیون پابرهنه‏هاست.

حرکت به سمت گشودن گرههاى مردم و ایجاد یک زندگى سالم و مرفه وظیفه‏ى اسلامى همه است.

خط انقلاب، خط دفاع از مظلومین و مستضعفان است.

راه ما، راه اسلامى است که مستضعفان و مظلومان را خوشحال مى‏کند.

رفاه مادّى، به معناى ترویج روحیه‏ى مصرف‏گرایى نیست.

سیاست اداره‏ى کشور باید در جهت سود طبقات محروم و رفع محرومیت از آنها باشد.

عدالت اجتماعى، بدین معنى است که فاصله‏ى ژرف میان طبقات و برخورداریهاى نابحق و محرومیتها از میان برود.

عدالت، یعنى کمک به مردم محروم و ضعیف. عدالت، یعنى این‏که برنامه‏ها و حرکت کلى کشور، در جهت تأمین زندگى مستضعفان باشد.

قشرهاى محروم و دورافتاده، روستائیان، عشایر و کسانى که مشکلات بیشترى دارند، نه تنها در بخشهاى اقتصادى بلکه در انواع و اقسام خدمات فرهنگى باید در اولویت قرار گیرند.

نیرویى که انقلاب و نظام را حفظ خواهد کرد، همین طبقات محروم جامعه هستند.

وظیفه داریم فقر و محرومیت را در کشور از بین ببریم و به زندگى این قشر بیشتر رسیدگى کنیم. این، وظیفه‏ى ما و وصیت امام است.

مسکن‏

ما در این زمینه‏ها - هم در مورد ازدواج جوانان، و هم در مورد لوازمى که ازدواج دارد - سفارشهاى زیادى هم به مسئولان دولتى کرده‏ایم؛ از جمله مسئله‏ى مسکن، که من مدتهاست به وزارت مسکن سفارش کرده‏ام. آنها دارند اقدامهایى هم مى‏کنند؛ ساخت مسکنهاى موقت اجاره‏یى، براى زوجهاى تازه ازدواج کرده. امیدواریم که این مقدمات فراهم بشود و ان‏شاءاللَّه مشکل ازدواج به شکلى حل گردد.

ما هم همیشه این غصّه را در دل داریم که چرا مسئله‏ى مسکن در جمهورى اسلامى به معناى حقیقى حل نشده است. نمى‏خواهیم بگوییم که همه‏ى خانواده‏ها یک مسکن ملکى داشته باشند. چون معلوم نیست داشتن مسکن ملکى، خیلى امتیاز باشد، بعضى‏ها با مسکن اجاره‏یى، از جهات مختلف راحت‏تر و برایشان بهتر است. ترجیح مى‏دهند پول خانه را در کار دیگر بیندازند و خانه اجاره کنند. این گونه افرادى هستند، لکن آن افرادى که واقعاً مستضعف و محرومند، اجاره برایشان سنگین است، باید یک سرپناهى از خودشان داشته باشند.

من همیشه دنبال این بوده‏ام و به مسئولان هم همیشه براى مسکن و وام و سایر نیازهاى زندگى جوانان سفارش کرده‏ام. ما اینها را مفروض مى‏گیریم؛ اما مى‏خواهم بگویم که مسئولیت این کار در درجه‏ى اول، مسئولیت خانوادگى و شخصى است.

ورزش‏

اگر بخواهید جسم را به قدرت، به زیبایى، به توانایى، به بروز قدرتها و استعدادهاى گوناگون برسانید، باید ورزش کنید.

اگر در یک جمله‏ى کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه مى‏خواهید، خواهم گفت: تحصیل، تهذیب و ورزش.

طلبه‏ها باید ورزش کنند؛ طلبه‏ها باید کوهنوردى بروند.

کوهنوردى امتیازات برجسته و ممتازى دارد. مهمترینش همان عزم و اراده‏ى بین انسان و انگیزه‏هاى درونى خود او است.

من مى‏خواهم ورزش جانبازان را هم، به طور مؤکّد متذکر شوم. البته، الحمدللَّه ورزش جانبازان خوب بود. الحمدللَّه در میدانها خوب بوده. همین‏طور که شما گفتید، در المپیک مدالها و افتخارات بیشتر و چهره‏هاى بهترى کسب کردند؛ اما بخصوص، روى اینها کار بکنید. علت آن هم این است که جانبازان، سابقه‏ى جبهه دارند. اینها یک قهرمانى را انجام دادند، یعنى وضع جسمانى آنها، نشان‏دهنده‏ى قهرمانى است. کارى است که کردند و یک پرونده، با اینها همراه است. بنابراین، اینها آن‏جا امتحان دادند؛ باز هم مى‏توانند در میدانهاى ورزشى، ان‏شاءاللَّه امتحان بدهند.

من ورزش را براى همه لازم مى‏دانم. [کوهنوردى‏] یک ورزش سنگین، خیلى باابهت و خوب است؛ بنابراین لازم است.

ورزش زنان، کار لازمى است. زنان هم نصف جمعیت کشورند؛ باید ورزش بکنند؛ اما محیط ورزش زنان، بایستى به گونه‏یى باشد که با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پیدا نکند.

ورزش کوهپیمایى و راهپیمایى در کوه کارى است که مى‏تواند عمومى، یعنى براى زن و مرد و بچه و بزرگ باشد؛ از همه‏ى ورزشهاى دیگر هم کم‏خرجتر است.

ورزش، اطمینان و اعتماد نفس در انسان ایجاد مى‏کند. جوان را به خودش مطمئن و خاطر جمع مى‏کند. خاصیت طبیعى ورزش این است که آنها را از آن حالت خمود و رکود بیرون مى‏آورد.

 



[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 10:48 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]
جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی                                                                    قسمت 1

اجتماعى‏


خانواده

از نظر اسلام، خانواده یک رکن بزرگ است. اگر باشد و سالمش باشد و تربیت درست باشد، در پیشرفت کار جامعه به صورتى که اسلام مى‏خواهد، تأثیر زیادى دارد. اسلام مى‏خواهد این کانون تشکیل بشود و به وجود بیاید.

اگر خانواده‏ها صحیح، قوى، سالم، بى‏انحراف و طبق سنت الهى تشکیل بشوند، آن وقت جامعه، جامعه‏ى سالمى خواهد بود.

در کار ازدواج و این مراسم، ... به نظر اسلام آن چیزى که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگى است.

مسئله‏ى مادرى، مسئله‏ى همسرى، مسئله‏ى خانه و خانواده، مسائل بسیار اساسى و حیاتى است. در همه‏ى طرحهایى که ما داریم، بایستى «خانواده» مبنا باشد.

در خانواده همسر و مادر عضو اصلى است. زن در این مجموعه، جاى بسیار اساسى و رفیعى دارد. به همین خاطر، وقتى اصل خانواده -یعنى زن - متزلزل است، در آن‏جا هیچ‏چیزى در جاى خودش قرار ندارد.

کانون خانواده، جایى است که عواطف و احساسات باید در آن‏جا رشد و بالندگى پیدا کند؛ بچه‏ها محبت و نوازش ببینند؛ شوهر که مرد است و طبیعت مرد، طبیعت خام‏ترى نسبت به زن دارد و در میدان خاصى، شکننده‏تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتّى نه نوازش مادر - باید نوازش ببیند.

زن

آن زنى که خود را در دامنه آن قله‏یى مى‏داند که در اوج آن حضرت فاطمه‏ى زهرا(علیهاالسّلام) _ بزرگترین زن تاریخ بشر _ قرار دارد، زن ایرانى است.

اسلام با کار کردن زنان نه تنها موافق است، بلکه تا آن‏جایى که با شغل اساسى او که مهمترین شغل اوست - یعنى تربیت فرزند و حفظ خانواده - مزاحم نباشد، شاید لازم هم مى‏داند.

اسلام فعالیت اسلامى زنان را با رعایت حجاب و حدود اسلامى تشویق مى‏کند.

اگر در کشورى زنان آن کشور بتوانند به آن صفا و معنویت و رُقاء و تعالى فکرى برسند، هیچ مشکلى در آن مملکت باقى نمى‏ماند.

دختر شلوار تنگِ لباس چسبان پوشیده، وقتى سوار یک دوچرخه‏ى تشریفاتى هم بشود و در خیابان بیاید، این تبرج است.

زن اسلامى، شخصیتى است که راه و هدف را تشخیص مى‏دهد و براى آن فداکارى مى‏کند.

زنِ امروز ایران، در صحنه‏ى علم و سیاست و هنر و در گونه‏گون فعالیتهاى اجتماعى، از گذشته بسى فعالتر و میدان‏دارتر است.

زنان مسلمان باید در تمام شئونات زندگى فردى و اجتماعى، حضرت فاطمه‏ى زهرا(سلام‏اللَّه‏علیها) را الگو قرار داده و پیروان راستین آن حضرت باشند.

زن باید تبرّج - یعنى خودنمایى - نداشته باشد؛ ممنوع است. این، در فرهنگ اسلامى ممنوع است. زن باید خودنمایى نکند. اگر محیط جامعه، محیط خودنمایى زن شد، به کلى همه چیز به هم مى‏ریزد و اولین چیزى هم که ضربه مى‏بیند، امور جدى جامعه است. خانواده، سلامت جوانها و عفاف و عصمت آنها ضربه مى‏بیند.

زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد.

زن مسلمان باید در راه فرزانگى و علم تلاش کند.

زن هم مى‏تواند به بالاترین مقامات از لحاظ معنوى برسد.

شخصیت زن که به برکت انقلاب اسلامى احیاء شد باید با پرهیز از تجمل‏گرایى حفظ شود.

صلاح زنان در جامعه، صلاح مردان را به دنبال دارد و در این ارتباط زنان نقش برجسته‏یى را برعهده دارند.

ما براى زن ارزش واقعى انسانى قائلیم.

نباید زنان به سمت تجمل‏گرایى سوق پیدا کنند.

نقش زنان در انقلاب و جنگ، یک نقش تعیین‏کننده بود.

ورزش زنان، کار لازمى است. زنان هم نصف جمعیت کشورند؛ باید ورزش بکنند؛ اما محیط ورزش زنان، بایستى به گونه‏یى باشد که با حدود اسلامى، مطلقاً مساسى پیدا نکند.

این عاطفه‏اى که زن و مرد نسبت به هم ابراز مى‏کنند، به آرامش درونى خانواده کمک مى‏کند. اینجاست که زن یک نقش اساسى ایفا مى‏کند. بعضیها خیال مى‏کنند اگر زنى کارش عبارت از همان کار داخل خانه باشد، این اهانت به زن است؛ نه، این هیچ اهانت نیست؛ بلکه مهمترین کار براى زن، این است که زندگى را سر پا نگه‏دارد.

مادر

مسئله‏ى مادرى، مسئله‏ى همسرى، مسئله‏ى خانه و خانواده، مسائل بسیار اساسى و حیاتى است. در همه‏ى طرحهایى که ما داریم، بایستى «خانواده» مبنا باشد.

بهترین روش تربیت فرزند انسان، این است که در آغوش مادر و با استفاده از مهر و محبت او پرورش پیدا کند.

یکى از وظایف مهم زن، عبارت از این است که فرزند را با عواطف، با تربیت صحیح، با دل دادن و رعایت و دقت، آن چنان بار بیاورد که این موجود انسانى - چه دختر و چه پسر - وقتى که بزرگ شد، از لحاظ روحى، یک انسان سالم، بدون عقده، بدون گرفتارى، بدون احساس ذلت و بدون بدبختیها و فلاکتها و بلایایى که امروز نسلهاى جوان و نوجوان غربى در اروپا و امریکا به آن گرفتارند، بار آمده باشد.

زنانى که فرزند خود را از چنین موهبت الهى محروم مى‏کنند، اشتباه مى‏کنند؛ هم به ضرر فرزندشان، هم به ضرر خودشان و هم به ضرر جامعه اقدام کرده‏اند. اسلام، این را اجازه نمى‏دهد.

ازدواج

بعضیها هم ازدواج را که یک امر عاطفى و انسانى و وجدانى است، به صحنه‏ى تفاخر تبدیل مى‏کنند.

بناى کار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است‏

در ازدواج، اصل قضیه یک امر انسانى است؛ نه یک امر مادّى. اسلام مهریه را قرار داده است؛ اما مهریه این را به‏صورت یک معامله‏ى دادوستدى نمى‏کند.

در کار ازدواج و این مراسم، ... به نظر اسلام آن چیزى که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگى است.

ما در این زمینه‏ها - هم در مورد ازدواج جوانان، و هم در مورد لوازمى که ازدواج دارد - سفارشهاى زیادى هم به مسئولان دولتى کرده‏ایم. ... امیدواریم که این مقدمات فراهم بشود و ان‏شاءاللَّه مشکل ازدواج به شکلى حل گردد.

تجملات و اسراف‏

اگر در جامعه قناعت وجود داشته باشد، زیاده‏روى و اسراف و ریخت و پاش نباشد، اگر حرص و افزون‏طلبى در امور مادى نباشد، این جامعه به بهشت و گلستان تبدیل مى‏شود.

امام بزرگوار ما خودش مظهر همین معنا بود؛ آدمى بود که تعیّنات دنیوى، حقیقتاً برایش ارزش نداشت. آدم این را در آن مرد معنوى و بزرگوار مى‏دید که تعیّنات، تعلّقات و تکلّفات دنیوى، اصلاً براى خودش ارزش نداشت!

این‏جانب از این‏که کسانى مى‏کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل‏گرایى و اسراف و ولخرجى را شایع کنند، شدیداً نگران و متأسفم؛ و از این‏که مردم فداکار و انقلابى ایران در امور شخصى به مصرف‏گرایى سوق داده شوند و قناعت انقلابى را از یاد ببرند، به خدا پناه مى‏برم.

با تجملات زیادى، جامعه زیان مى‏کند.

تجملات براى یک جامعه، مضر و بد است. ... باید بنا را بر سادگى گذاشت.

عزیزان من، یکى از شعارهاى ما قبل از پیروزى انقلاب ... «ساده زیستى» بود؛ زندگى ساده و کمتر بهره بردن از جلوه‏هاى دنیا! بعد که انقلاب، پیروز شد، سعى کردیم باز هم همین روش، همین شعار و همین مبنا را دنبال کنیم.

کودک‏

کودک ذخیره‏ى ارزشمندى براى هر جامعه است.

 


جوان

امروز، [شما جوانان‏] عناصر مؤثرید؛ ولى فردا ستونهاى انقلاب هستید. توجه کنید انقلاب را با ریشه‏ها و مبانى فکرى و منطقیش، بدرستى بشناسید.

پیشرفتهایى که در المپیادهاى ریاضى و فیزیک و شیمى و ... به دست آوردیم، نشان داد ما جوانهایى داریم که از استعدادهاى بالایى برخوردارند.

جوان، آن هم داراى علم و معرفت، آن هم در صراط تحصیل دانش براى اداره‏ى کشور در آینده داراى ارزش است.

جوان مظهر امید است.

جوان و نوجوان، چشمه‏ى جوشان نیرو و استعداد است.

حقیقتاً جوانان موتور یک جامعه هستند.

محبوبترین انسانهاى جامعه در نزد پروردگار، جوانهاى پارسا و پرهیزگار و مؤمن هستند.

مهمترین مظهر قدردانى از جوانى همین است که از این صفا و نورانیت و از این ناآلودگى و پیراستگىِ طبیعىِ انسان جوان استفاده کنید و خود را در زمینه‏هاى تزکیه و اخلاق پیش ببرید؛ این ان‏شاءاللَّه ذخیره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

مهمترین مظهر قدردانى از جوانى همین است که ... خود را در زمینه‏هاى تزکیه و اخلاق پیش ببرید؛ این ان‏شاءاللَّه ذخیره‏ى همه‏ى زندگى شما خواهد شد.

هرجا جوانهاى ما خواستند و همت گماشتند، به هدف رسیدند و رسیدیم.




[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 10:45 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

   فروردین و سه مفهوم استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی                            قسمت 3
12فروردین یکی از روزهای تاریخی و مهم ایران اسلامی است، در این روز با رای اکثریت قاطع مردم، نظام سیاسی کشور پس از 2500 سال از نظام سلطنتی به نظام جمهوری اسلامی وحکومت مردمی تغییر یافت.
در 12فروردین 1358 ثمره مبارزات ضد سلطنتی و طاغوتی و شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی ملت ایران به بار نشست و نظام جمهوری اسلامی ایران استقرار یافت.


در این روز ملت ایران با رای 98/2 درصدی خود ساختار سیاسی ، اجتماعی ایران را تغییر داد و جمهوری اسلامی مستقر شد. به همین سبب این روز مبارک از آن پس روز «جمهوری اسلامی» نام گرفت.
پس از آنکه قرنها تئوری جدایی دین از سیاست و نظامهای حکومتی لائیک بردنیا سیطره داشت و قوانین شرعی و الهی امری خصوصی در زندگی مردم تعبیر می شد، در 12فرودین سال 58 نظامی متولد شد که این نظریه‌ها را در قرن بیستم باطل کرد و حکومت اسلامی را براساس موازین وآموزه‌های دینی به منصه ظهور و عمل رساند.
جمهوری اسلامی شکل نوینی از نظامهای حکومتی است که تلاش می کند با الهام از قوانین و تعالیم نجات بخش اسلام الگوی زندگی جدیدی درعرصه اجتماعی و سیاسی بشر امروزی ارائه دهد تا بر اساس آن نیازهای مادی و معنوی انسان توئمان فراهم شود. از نظام جمهوری به «حکومت مردم بر مردم» تعبیر می شود و «جمهوریت» در نظام حکومتی نشان دهنده نقش مردم در تشکیل و استمرار آن است به طوری که مردم با حضوردر صحنه‌های مختلف علاوه بر مشارکت در تعیین سرنوشت خویش خواسته‌های خود را از حکومت مطالبه می‌کنند.
معنی لغوی «جمهوریت» یعنی حکومت برخواسته از مردم و یا همان دمکراسی گرچه مورد اتفاق اغلب تحلیلگران، سیاستمداران و حاکمان سیاسی است، اما نظام‌های حکومتی در معنی اصطلاحی این واژه دچار اختلاف نظرهستند و از آن برداشتهای متفاوتی دارند. در زمان تعیین نظام سیاسی کشور پس از سرنگونی نظام طاغوت شاهنشاهی «جمهوری دمکراتیک»، «جمهوری»، «حکومت اسلامی» و ... از جمله نظامهای بود که مطرح شد، ولی امام راحل از همان ابتدا تاکید فراوانی بر استقرار نظام حکومتی جمهوری اسلامی داشتند، به طوری که برجمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر تاکید کردند.
این تاکید نیز بر اساس خواست مردم در دوران مبارزات ضد ستم شاهی بود که در شعار آنها موج می زد و مردم در همه تظاهرات‌ها یکپارچه استقلال آزادی و جمهوری اسلامی را فریاد می‌کشیدند.

بر این اساس اصل جمهوریت و اسلامیت اصل جدا ناپذیردر نظام حکومتی ایران است که برای تثبیت، استمرار و تداوم آن شهیدان زیادی تقدیم شده است.
«آزادی» از دیگرشعارها و خواسته‌های ملت ایران در ایام انقلاب بود که با استقرار جمهوری اسلامی شکل عملی به خود گرفت و قشرهای مختلف با حضور در تمام صحنه‌ها آزادانه به خواسته‌های خود جامه عمل پوشانده و در تعیین سرنوشت خود مشارکت می‌کنند.

 

 

گرچه لغت آزادی نیزهمانند دیگر واژه‌ها، امروزه مظلوم واقع شده و در نظام سلطه مصادره می‌شود و با نام آزادی حقوق خیلی‌ها تضییع می‌گردد، ولی این واژه در اسلام معنای متعالی دارد. بر این اساس مردم طبق قانون برای تعالی و کمال خود از حق انتخاب و آزادی بیان برخوردار است وکسی نمی تواند این حق را از مردم سلب کند. در این مکتب سلب آزادی و حق انتخاب از خود نیز نوعی ظلم به خویش است.
«استقلال» بعد دیگری از نظام جمهوری اسلامی ایران است که با استقرار آن ملت ایران از وابستگی به شرق و غرب رهایی یافت و در عرصه بین الملل با حفظ اصول به دفاع از حقوق خویش پرداخت.
استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران و سرنگونی نظام سلطنتی پهلوی علاوه بر اینکه تحولات داخلی به دنبال داشت، تغییراتی در نظام بین الملل، به ویژه در خاورمیانه ایجاد کرد تغییراتی که با اهداف استعمارگران همسو و سازگار نبود و دشمنی آنان را علیه ملت ایران برانگیخت. از این رو حفظ استقلال هزینه‌هایی در برداشته و دشمنان این مرزوبوم با طراحی توطئه‌های مختلف از جمله جنگ تحمیلی، ترور شخیصت‌های سیاسی، تحریم قتصادی و... و درنهایت ایجاد موانع و دشمنی در دست یابی به فناوری صلح آمیزهسته‌ای سعی در خدشه دار کردن استقلال ملت هوشیار ایران عزیز دارد.
ملت ایران در آغاز دهه چهارم استقرار «استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی» با تجدید پیمان با آرمانهای امام خمینی (ره) معمارکبیر انقلاب اسلامی و شهیدان به خون خفته خود بار دیگر بر حفظ این آرزشها پای می‌فشارد و روز «جمهوری اسلامی» را به عنوان یکی از ماندنی ترین روزهای تاریخی این سرزمین گرامی می‌دارد.
روایت دقیق صادق طباطبایی از 12 فروردن و رای قاطع به نظام جمهوری اسلامی
روز 12 فروردین 1358، نتایج رفراندوم تغییر رژیم که روزهای 10 و 11 فروردین برگزار شد، اعلام گردید که طی آن 98/2 درصد مردم ایران به «جمهوری اسلامی» رای آری دادند. روزنامه کیهان در شماره روز 12 فروردین 58 خبر داد: «با 18 میلیون رای، رژیم ایران، جمهوری اسلامی شد.» امام خمینی هم فرمود: 12 فروردین روز نخستین حکومت الله است. در تقویم رسمی هم روز 12 فروردین به عنوان «روز جمهوری اسلامی» نامگذاری شده است.
صادق طباطبایی، که از مجریان برگزاری رفراندوم بوده است، می‌گوید: 12 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مرحوم حاج احمدآقا خمینی گفتند، امام می‌گویند رفراندوم باید هرچه زود‌تر برگزار شود. من با آقای دکتر صدر حاج سیدجوادی در وزارت کشور دیدار کردم و پیام امام را به ایشان دادم. وزیر کشور گفت ما الان تشکیلات سالم اداری در کشور نداریم. حتی پاسبان‌ها نه می‌توانند با لباس و اونیفورم سابق سرکار بروند و نه ابزار بی‌سیم و ماشین دارند، کلانتری‌ها هم اکثر در روزهای آخر به شدت آسیب دیده است. در مراکز استان‌ها و شهر‌ها هم استانداران و فرمانداران هنوز مستقر و مسلط به اوضاع نشده‌اند. انجام امر امام چند ماهی فرصت نیاز دارد. من مطلب را به احمد آقا طی یک تماس تلفنی اطلاع دادم. کمی بعد ایشان تلفن کرد و گفت امام می‌فرمایند، اگر کمی بجنبید، این کار انجام می‌شود. دو روز بعد احمدآقا مجددا زنگ زد و گفت امام می‌گویند قصه رفراندوم به کجا رسید؟ من گفتم مطلب تازه‌ای ندارم.
ایشان گفت امام معتقدند خود شما به وزارت کشور بروید و با تجربه کار سازمانی که از انجمن‌های اسلامی دارید، سامان دادن به این امور را خود برعهده بگیرد. کمی فکر کردم و گفتم من که نمی‌توانم فردا صبح به دیدار وزیر بروم و بگویم صبح بخیر، آمده‌ام رفراندوم برگزار کنم. گفت من ترتیب کار را می‌دهم و مطلب را به امام منتقل کرد. امام با هوش و درایتی که داشتند متوجه شدند و ظاهرا توسط سیداحمد آقا یا کس دیگری به مهندس بازرگان و ایشان هم به آقای صدر حاج سیدجوادی - وزیر کشور- گفتند.‌‌ همان شب به قم رفتم و اوضاع نامساعد را که منظور وزیر کشور بود برای ایشان شرح دادم و ضمنا گفتم آقا، حالا که دنیا شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته است، چه نیازی به رفراندوم داریم؟ من مطمئن هستم اگر شما «جمهوری اسلامی» را به عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید، هم مردم ما و هم دنیا آن را خواهند پذیرفت.
 ایشان در جواب گفتند شما الان نمی‌فهمید. پنجاه سال دیگر خواهند گفت با سوءاستفاده از احساسات مردم، نظام مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کردند. نه حتما باید رأی‌گیری شود و دقیقا تعداد مخالف و موافق معین شود. من وقتی از قم برگشتم، منزل خاله‌ام بودم که آقای صدر تماس گرفت و مرا به وزارت کشور دعوت کرد. من به اتفاق دکتر حسن حبیبی به دیدار ایشان رفتیم و بعد از کمی گفت‌و‌گو، معاونت سیاسی و اجتماعی را به من و معاونت اداری و عمران را به ایشان واگذار کرد. از آن تاریخ هر دوی ما در وزارت کشور شروع به کار کردیم. تقریبا اواسط اسفند 57 بود که احمد آقا گفت یک سری بیا قم و رفتم و گفت آقا پایش را کرده است توی یک کفش و گفته است که باید خیلی زود رفراندوم برگزار بشود برای جمهوری اسلامی.
به ایشان گفتم خیلی خوب، اما خیلی زود یعنی چه؟ گفت امام می‌گوید همین روزهای آینده، گفتم قبلا توضیح دادم که این کار تشکیلات لازم دارد و نظم می‌خواهد، فرمانداری‌ها، استانداری‌ها، صندوق، جمع‌آوری تهیه تعرفه و ارسال، ستاد مرکزی و این‌ها همه به این سرعت نمی‌شود، گفت که نمی‌دانم دیگه آقا اصرار دارد که این انجام بشود.
من دوباره به قم رفتم و به ایشان گفتم آقا خود شما نظام جمهوری اسلامی را اعلام کرده‌اید، این کافی است و دنیا هم که مشروعیت شما را قبول کرده است، این هیچ ایرادی ندارد. ایشان گفتند شما الان را نگاه نکنید، آن چیزی که در تاریخ می‌ماند، واقعیت‌های تاریخی است. شما سعی کنید که هر چه زود‌تر دولت این کار را برگزار کند. آن موقع من در هیات وزیران هیچ نقشی نداشتم و گاهی اوقات در جلسات دولت به درخواست دوستان شرکت می‌کردم. به ایشان گفتم برگزاری یک چنین کاری خیلی تدارکات می‌خواهد، از وزارت کشور که باید یک ستادی تشکیل بدهد در شهرستان‌ها و در مراکز استان‌ها، بخشداری‌ها، یک بسیج تشکیلاتی و عمومی باید صورت بگیرد، الان در صورتی که پاسبان‌ها جرأت نمی‌کنند با لباس پاسبانی بیرون بیایند و سر چهارراه‌ها بمانند برای نظم عمومی، چطوری می‌خواهید این کار برگزار بشود.

 

ایشان گفتند نه این کار امکان‌پذیر است، شما بروید و کار را به سبک انجمن اسلامی در بیاورید. من آمدم تهران و آن شب مطلب را به آقای صدر حاج سیدجوادی اطلاع دادم، ایشان گفت شما اولویت کارتان را روی برگزاری رفراندوم بگذارید. گفتم بسیار خوب ولی این بدعتی نباشد برای انجام کار دائم در وزارت کشور چون من الان تهران را هنوز بلد نیستم، چطوری می‌توانم معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور بشوم. به هر حال فایده نکرد و من در آنجا مشغول کار شدم و این دقیقا 14 یا 15 اسفند سال 57 بود.
تشکیل ستاد برگزاری رفراندوم
در عرض کمتر از 3 روز به سبک انجمن اسلامی ما یک ستاد برگزاری رفراندوم در وزارت کشور تشکیل دادیم و به تعداد استانداری‌ها افرادی را از انجمن اسلامی و دوستان دیگر گرد آوردیم. البته تشکیلات ستاد انتخاباتی وزارت کشور که از زمان گذشته با یک مدیریت کل اداره می‌شد، خدمات ستادی به ما ارایه می‌داد و تجربه‌های تشکیلاتی خود را در اختیار ستاد رفراندوم می‌گذارد. قرار شد 3 نفر در مرکز بمانند و بقیه به مراکز استان‌ها اعزام بشوند، در آنجا نیز یک ستاد مرکزی به تعداد شهرستان‌ها افرادی را با کمک ائمه جمعه که مورد اعتماد احمد آقا بودند در اختیار گرفتند. در مرکز شهر‌ها نیز همین‌طور به تعداد روستا‌ها و بخش‌ها افراد انتخاب شدند.
تقریبا بیستم اسفند بود که ستاد رفراندوم کل کشور تشکیل شد. آن موقع تشکیلات کشوری از هم پاشیده بود، استانداری‌ها سر و سامان نداشت. بعضی از استانداران که به تازگی به محل کار خود اعزام شده بودند، مورد اعتراض اهالی بودند. یک بار در یکی از روزنامه‌ها نوشته بود: «آقای بازرگان آن انقلاب کجا و این انتصابات کجا؟!» در خیلی موارد توده‌ای‌ها و نیروهای چپ و عناصر ضد انقلاب در ایجاد بلوا و نارضایتی نقش داشتند. استانداران هنوز مجال زیادی برای تسلط به کار پیدا نکرده بودند، در حوزه‌های کوچکتر فرمانداری و شهرستان‌ها و بخشداری‌ها نیز به همین شکل بود و سازمان منظمی که عهده‌دار اجرای صحیح و بدون دغدغه رفراندوم بشود، وجود نداشت. با وظیفه سنگینی روبرو بودیم و چاره‌ای ندیدیم که یک جلسه مشترکی با روحانیون معتمد امام در مراکز استان‌ها بگذاریم و از آن‌ها تقاضا کنیم که تسهیلاتی را فراهم کنند. در این زمینه با کمک حاج احمد آقا با روحانیون سر‌شناس مراکز استان‌ها مانند آقای صدوقی در یزد هماهنگی‌هایی کردیم. آیین‌نامه اجرائی رفراندوم تدوین و به دولت و به شورای انقلاب جهت تصویب فرستاده شد.
شورای انقلاب و تصویب قوانین رفراندوم
 برنامه‌ریزی و تصویب قوانین مربوط به رفراندوم تعیین شکل حکومت ایران برعهده شورای انقلاب بود. این رفراندوم، هم به آن دلیل که رفراندوم شکل‌گیری نظام بود و هم به سبب آنکه اولین رفراندوم عمومی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، اهمیت فراوانی داشت و به همین دلیل، تصویب قوانین مربوط به آن نیز، دارای اهمیت بسیار بود.
بر اساس قانون مصوب شورای انقلاب، در هر برگ رأی، حروف رأی موافق (آری) با رنگ سبز و حروف رأی مخالف (نه) با رنگ قرمز چاپ شده بود. بخش بالای این دو قسمت که حروف آن به رنگ قرمز بود، تعرفه رفراندوم بود و رأی‌دهندگان، پس از دریافت برگ رفراندوم، نظر خود را به صورت مخفی برای یکی از دو حالت زیر اعلام می‌کردند:

1- تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی که قانون آن از تصویب ملت خواهد گذشت. (آری)، با رنگ سبز.
2- تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی که قانون آن از تصویب ملت خواهد گذشت. (نه)، با رنگ قرمز.
اظهارنظر‌ها درباره نوع نظام سیاسی ایران
پس از مطرح شدن انجام رفراندوم، بر سر نام و عنوان نظام سیاسی ایران که باید در رفراندوم مورد سؤال قرار گیرد، اختلافاتی بروز کرد. دولت موقت سعی داشت کلمه «دموکراتیک» را به «جمهوری اسلامی» اضافه کند که با مخالفت جدی امام و نیروهای انقلابی مواجه گردید. بازرگان در مصاحبه‌ای در تاریخ 4 بهمن 1357 به این مساله اشاره کرد. نخست‌وزیر صراحتا از نظریه جمهوری دموکراتیک اسلامی پشتیبانی کرد و روزنامه‌های وابسته و نزدیک به گرایش او، به اظهارات وی دامن زدند، مثلا کیهان با تیتر درشت نوشت: «بازرگان: به جمهوری اسلامی، صفت دمکراتیک را باید اضافه کرد.»
استدلال بازرگان این بود که نباید انتخاب‌های متعدد را از مردم سلب کرد و آنان را تنها بر سر دو راه قرار داد بلکه مفهوم دموکراتیک جنبه عام‌تری است که حتی می‌توان اسلام و هر نوع نظام حکومتی دیگر را بعد‌ها در آنجا داد. در راستای سخنان بازرگان، دیگر چهره‌های دولت موقت نیز از نظریه دموکراتیک اسلامی دفاع کردند. احمد صدر حاج سیدجوادی، وزیر کشور، نیز گفت اگر بناست ما حکومت دموکراتیک داشته باشیم، چرا این دموکراسی از آغاز رعایت نشود، یعنی از نخستین قدم دوران جدید پس از نظام استبدادی، مردم در انتخابات نوع جمهوری مختار باشند و رفراندوم ما از نظر سندیت و مشروعیت دارای استحکام و قوام قانونی مطلق باشد. حاج سیدجوادی حتی از بازرگان نیز قدم جلو‌تر گذاشت و گفت: «مناسب آن است که فقط مفهوم جمهوری دمکراتیک باشد تا در تدوین قانون اساسی بتوانیم آن را به هر شکلی در آوریم.»
امام خمینی شدیدا با نظریه دموکراتیک اسلامی به مخالفت برخاستند و آن را نشانی از نفوذ و نماد غرب‌زدگی به حساب آوردند. ایشان فرمودند فقط «جمهوری اسلامی»، نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم. امام در پیام دیگری که در 4 فروردین 1358 پخش گردید، صراحتا اعلام کردند که شما ملت ایران در انتخاب نوع حکومت آزاد هستید. یعنی می‌توانید به هر نظام مورد دلخواه رأی دهید اما خود من به جمهوری اسلامی رأی می‌دهم. آیت‌الله مطهری نیز با اضافه کردن مفهوم دموکراتیک به «جمهوری اسلامی» موافق نبود و در این باره گفت: «... در عبارت جمهوری دموکراتیک اسلامی، کلمه دموکراتیک حشو و زاید است...»

 

برگزاری رفراندوم در فروردین 58
دکتر صادق طباطبایی روز 17 اسفند 57 به همراه چند نفر از دست‌اندرکاران ستاد مرکزی رفراندوم حضور امام رسیدند. وی درباره این ملاقات می‌گوید: «روز دهم فروردین 58 به عنوان تاریخ برگزاری رفراندوم تعیین شد. امام تأکید داشتند هر چه سریع‌تر رفراندوم برگزار شود. وقتی مشکلات را عرض کردم، گفتند شما حرکت بکنید، مردم هم مردم نجیبی هستند، کمک خواهند کردند و زیاد نگران تحریکات ضد انقلاب نباشید. در جواب ایشان گفتم گاهی ناهماهنگی‌ها مربوط به روحانیون شهرستان‌هاست. گفتند هر جا با اشکال مواجه شدید به من اطلاع بدهید.»
بدین ترتیب مقدمات برگزاری رفراندوم فراهم شد و در اولین ساعات روز دهم فروردین رفراندوم با شکوه هر چه تمام‌تر آغاز شد. حضور مشتاقانه مردم از‌‌ همان ساعات اولیه نمایان بود. بسیاری از مردم برای نخستین بار در طول عمر خود بود که در رأی‌گیری شرکت می‌کردند. از اخبار و گزارش‌ها و تصاویری که وجود دارد میزان شور و حرارت وصف‌ناپذیر مردم، حتی اقلیت‌های مذهبی کاملا پیدا است. روز اول آنچنان تراکم جمعیت زیاد بود که به برخی مناطق، به خصوص مناطق مرزی تعرفه لازم نرسید و نزدیک غروب امام اجازه داد که 24 ساعت دیگر مدت رأی‌گیری تمدید شود. دکتر طباطبایی در این باره می‌گوید: «ما یک پل ارتباطی بین مراکز استان‌ها و شهرهای بزرگ برقرار کردیم و با هواپیما و هلی‌کوپتر و خیلی‌ جا‌ها با قاطر برگه‌ها را به جاهایی که نرسیده بود رساندیم.
 باز هم گزارش‌هایی می‌رسید که گروه‌های ضد انقلاب چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین خلق اقداماتی کرده بودند و برگه‌ها را از بین برده بودند. متأسفانه علی‌رغم تدابیر امنیتی در گنبد و ترکمن صحرا و سقز و سنندج و مهاباد نگذاشتند رفراندوم برگزار شود. حتی به اتومبیل هیات حسن نیت و نمایندگان آقای طالقانی هم حمله کردند که خوشبختانه به آن‌ها آسیبی نرسید. در سنندج اکیپی شامل شش پزشک و سه پرستار که برای مداوای مجروحین رفته بودند مورد حمله قرار گرفته و کشته شدند. مأموران وزارت کشور با صندوق‌های سیار به بیمارستان‌ها و زندان‌ها هم می‌رفتند، از نکات جالب اینکه امیرعباس هویدا در زندان درخواست کرده بود رأی بدهد که برگه به او داده شد و او هم رأی آری به جمهوری اسلامی داد.
بلافاصله پس از اتمام ساعات رأی‌گیری، شمارش آراء آغاز شد. یادم است در حالی که نتایج آراء را از نقاط مختلف دریافت می‌کردیم، اطلاع دادند که چریک‌های فدایی یا عده‌ای مسلح قصد دارند به ستاد انتخابات حمله کنند. عده‌ای از کارکنان ترسیده بودند، آقای کیارشی – معروف به پیراشکی – از دوستان انجمن اسلامی شهر آخن هم آن موقع به وزارت کشور برای دیدار با من آمده بود. من گفتم به نظر می‌رسد جنگ روانی باشد. ولی بالاخره حرکت مذبوحانه و بی‌ثمری انجام دادند. علیرغم آن شمارش آراء ادامه یافت.
ساعت 1- 2/5 بعد از نیمه شب بود که نتایج جمع‌آوری شد. با وجود اینکه در برخی از شهر‌ها رأی‌گیری انجام نشده بود و به برخی نقاط هم برگه رأی نرسیده بود، اما روی برخی اطلاعات، تخمین ما این بود که 94 درصد واجدین شرایط در رفراندوم شرکت کرده‌اند، البته سرشماری دقیق جمعیتی نداشتیم، اما بر اساس تعداد تعرفه‌ها و اطلاعات دیگر جمعیتی این درصد را به دست آوردیم که خوب یک امر بی‌سابقه‌ای بود... و 98/2 درصد رأی آری به جمهوری اسلامی دادند... ضمنا 412 یا 413 نفر هم خواهان جمهوری دمکراتیک خلق [بودند]...»

نتیجه این همه‌پرسی به این شرح اعلام شد:
شرکت‌کنندگان: 20 میلیون و 288 هزار و 21 نفر،
آرای مثبت: بیست میلیون و 147 هزار و 55 رأی و آرای منفی: 140 هزار و 966 رأی.

امام خمینی نیز در پیامی که به مناسبت برگزاری رفراندوم صادر کردند، این روز مبارک را روز امامت و روز فتح و ظفر ملت، اعلام کردند و این رفراندوم را بی‌سابقه خواندند. در این پیام آمده بود: «من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم... صبحگاه 12 فروردین – که روز نخستین حکومت الله است – از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره‌های قصر 2500 سال حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست...»

منبع:تاریخ ایرانی



[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 9:53 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

خاطره رهبر معظم انقلاب از 12 فروردین 58                                     قسمت 2
دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به مناسبت فرا رسیدن یوم‌الله 12 فروردین خاطره‌ای از رهبر معظم انقلاب که در تاریخ 10 فروردین 64 منتشر شده بود را بازنشر داد که در ادامه می‌آید:
سوال: ضمن تشکر از وقتى که در اختیار ما قرار دادید همان‌طور که مى‌دانید در آستانه‌ى فرا رسیدن هفتمین سالگرد استقرار نظام جمهورى اسلامى ایران هستیم. شش سال پیش در چنین روزى ملت ما با شرکت گسترده‌ى خود در رفراندم جمهورى اسلامى ایران به جمهورى اسلامى رأى آرى داد اگر در این زمینه مطلبى دارید و یا احیانأ خاطره‌ى شیرینى از آن روزها به یاد دارید براى ما بیان کنید.
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
مطلب در باب روز جمهورى اسلامى و روز رفراندم خیلى زیاد است و البته خاطراتى هم از آن روز طبعاً داریم که لابد نمى‌شود همه‌ى آن مطالب را در این گفتار کوتاه آورد به طور خلاصه روز جمهورى اسلامى یک مقطع تاریخى بى‌نظیرى در تاریخ کشور ماست، زیرا که براى اولین بار بعد از صدر اسلام و پس از فَترَت کوتاه اولین سالهاى فتح ایران به دست مسلمین یعنى که در آن سالهاى کوتاه البته حکومتها تا حدود زیادى اسلامى بودند در طول این تاریخ ممتدى که کشور ما داشته، براى اولین بار بعد از آن فَترَت و بعد از آن دوران کوتاه صدر اسلام یک حکومتى اعلان شد، یک نظامى اعلان شد که داراى دو خصوصیت مردمى بودن و الهى بودن هست؛ یعنى جمهورى اسلامى.

اصلاً این خاطره را با هیچ خاطره‌اى در تاریخ کشورمان نمى‌شود مقایسه کرد. نقطه‌ى مکمل و متمم انقلاب بیست‌ودو بهمن بود یعنى خلاصه محصول بیست‌ودو بهمن روز جمهورى اسلامى روز دوازدهم فروردین بود.
از یک نظر دیگر هم روز جمهورى اسلامى بسیار مهم است و آن این‌که این اولین نمونه در دنیاى امروز هست که با مکتبها، نظامها، سیاستها، دیدگاههاى مختلف، شیوه‌هاى گوناگون حکومت را به مردم دنیا عرضه مى‌کند، دارد عرضه مى‌شود؛ این اولین نمونه‌اى است که مردم دنیا دارند مى‌بینند جمهوریهاى دیگرى که اعلان مى‌شود جمهوریهاى سوسیالیستى، جمهوریهاى به سبک دموکراسى غربى به انواع واقسامش هیچ کدام چیز جدیدى نیست اصل جمهورى هم چیز جدیدى نبود اما آن جمهورى‌اى که مبانى و ارزشهاى اساسى‌اش و قواعد اصلیش از اسلام گرفته شده این یک چیز بى‌نظیرى است.
یک خصوصیت دیگر هم در روز جمهورى اسلامى ما هست و آن این‌که آن روز عید فقط ما مردم ایران نیست، بلکه عید همه‌ى کسانى مى‌تواند باشد که مسلمانند، یعنى نزدیک به یک میلیارد جمعیت. آنها هم، یعنى ملتهاى مسلمان عادت کردند که اسلام را در حال دفاع در موضع انفعال، درحال انزوا ببینند. آن وقتى که یک ملتى در موضع تهاجم به قدرتهاى سلطه‌گر و تهاجم به نظامهاى بشرى ناقص قرارمى‌گیرد و اعلان یک جمهورى براساس اسلام مى‌کند این براى همه‌ى ملتهاى مسلمان مایه‌ى مباهات و سربلندى است خلاصه خصوصیات گوناگونى در روز جمهورى اسلامى هست.
خاطره، من البته در آن روز، روز رأى‌گیرى کرمان بودم از طرف امام یک مأموریتى به من محول شده بود که بروم بلوچستان و سر بزنم به شهرهاى بلوچستان و مردم آن‌جا را از نزدیک دیدار بکنم و پیام امام را براى آن مردم ببرم. پیام محبت و دلسوزى را که ملاحظه مى‌کنید از همان روزهاى اوّل امام به فکر افتادند که با این مستضعفین دورافتاده‌اى که به کلى فراموش شده بودند، حتى در نظام گذشته ملاطفت و محبت کنند و من را که آن‌جا سابقه داشتم آشنائى نسبتاً زیادى داشتم فرستادند آن‌جا براى این کار.
کرمان رسیده‌بودم من در راه بلوچستان که روز رأى‌گیرى بود، در فرودگاه بچه‌هاى حزب‌الهى و داغ کرمان آمدند، صندوق را آوردند چند تا صندوق بود، هر کدام مى‌خواستند که بیاورند من تویش رأى بیاندازم. آنها هم من را مى‌شناختند. یعنى سابق که کرمان رفته بودم و مردم کرمان با من آشنا بودند. من هم خیلى به مردم کرمان از قدیم علاقه داشتم مردم خیلى بامحبت و جالب بودند همیشه در چشم من. خیلى لحظه‌ى شیرینى بود براى من، آن لحظه‌اى که این رأى را من مى‌انداختم توى صندوق و مى‌دیدم آن شور و هیجانى را که مردم کرمان از خودشان نشان مى‌دادند در رأى دادن. بعد هم نشان داده شد که خب نودونه درصد آراء به جمهورى اسلامى آرى بود. خاطره‌اى که فقط اشاره مى‌کنم مخالفتهایى است که با رأى‌گیرى به این شکل وجود داشت که از طرف جناحهاى مختلف این مخالفتها بود همه هم خودشان را بعدها نشان دادند. هم آن جناحهایى که بر مطبوعات کشور مسلط بودند، روشنفکرهاى چپ و نیمه چپ و لیبرال و التقاطى، اینها که مطبوعات آن روز را اطلاعات، کیهان آن روز را توى مشت داشتند که خب بحمدالله بعد همه ازاله شدند و روزنامه‌ى حسابى دیگرى هم نبود یعنى همین روزنامه‌ى جمهورى اسلامى که نبود روزنامه‌ى دیگرى هم که بشود مورد اتفاق باشد همین‌طور. هرچه دلشان مى‌خواست مى‌نوشتند.
رفته بودند این‌جا و آن‌جا این روشنفکرهاى گروهکى سیاسى ملحد و نیمه‌ملحد از شخصیتهاى گوناگون نظر خواسته بودند که به نظر شما آرى یا نه درست است؟ یا بیائید چندجور حکومت را مطرح کنیم و رأى بگیریم. مقصودشان هم این بود که مردم را از آن یکپارچگى خارج کنند، اگرچه فرقى هم نمى‌کرد یعنى تأثیرى هم نداشت. اگر مردم خب طبیعى بود که به آن شیوه‌هاى دیگر رأى نمى‌دادند و به خصوص بعداز آنى که امام آنجور صریح فرمودند جمهورى اسلامى نه یک کلمه کم، نه یک زیاد، لکن آنها کار خودشان را مى‌کردند به امید این‌که شاید بتوانند شکاف بیندازند این رأى زیاد مردم را کم کنند، رأى را تقسیم کنند از این کارها مى‌کردند و اوضاعى داشتیم ما در شوراى انقلاب با آن جناح لیبرال و به اصطلاح ملى‌گرا که بیشترین خصوصیتشان مخالفت با خط اصیل انقلاب بود که این شیوه‌اى را که بعد هم انجام گرفت این شیوه را اثبات کنیم که این شیوه‌ى درستى است.
منابع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی – دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای



[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 9:48 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

12 فروردین 58 چه خبر بود؟ + تصاویر            قسمت اول

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، به دعوت امام خمینی همه‌پرسی در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 در سراسر ایران برگزار شد و 98?2 واجدین شرکت در همه‌پرسی با دادن رای «آری»، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند.

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357، به دعوت امام خمینی همه‌پرسی حکومت جمهوری اسلامی ایران در روزهای 10 و 11 فروردین 1358 در سراسر ایران برگزار شد و 98?2 واجدین شرکت در همه‌پرسی با دادن رای «آری»، با برقراری حکومت جمهوری اسلامی موافقت کردند.

 در روز 12 فروردین نتایج اعلام شد و این روز را روز جمهوری اسلامی نامیدند. طبق اعلامیه دولت موقت، در رفراندم 20 میلیون و 288 هزار تن (98 و دو دهم درصد آراء) به حذف سلطنت و برقراری نظامی اسلامی «بله» و 241 هزار تن «نه» گفته بودند.
برگه رای‌گیری چه شکلی بود؟

برگه رای، دوقسمتی بود و شامل نیمه «آری» -به رنگ سبز- و نیمه «نه» -به رنگ قرمز- بود و روی آن چنین درج شده بود:

«بسمه تعالی
دولت موقّت انقلاب اسلامی
وزارت کشور
تعرفه? انتخابات رفراندم
تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.»
رای
  ‎دهندگان، می‌بایست بخش موردنظر خود را از برگه جدا می  ‎کردند و در صندوق رای می  ‎انداختند.


 پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت 12 فروردین 1358
نهال انقلاب اسلامی که با نثار خون بهترین فرزندان ایران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت از سوی امام خمینی« قدس سره» زمینه ی مهمترین همه پرسی تاریخ ایران زمین جهت تعیین نوع حکومت در ایران فراهم شد.
روز دوازده فروردین، روز ظهور شخصیت واقعی مردم ایران، روز پیروزی مستضعفین بر مستکبرین و روز تثبیت انقلاب اسلامی است که بی هیچ ریب و شکی زمینه ساز حکومت عدل اسلامی در سراسر جهان خواهد بود.

 


این روز مقدس، این یوم الله پر برکت سرآغاز حیات واقعی اسلام در عصر دنیامداران و دنیا پرستان است که از معنویت و روحانیت گسسته و سعادت خود را در پیروی از امیال  و آرزوهای حیوانی خود می دانند.در این روز عزیز ساختار جدید سیاسی اجتماعی ایران بر مبنای آرای اکثریت قریب به اتفاق مردم یعنی 2/98 درصد آرای ملت مسلمان ایران تثبیت شد.
در این روز پر برکت نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را پس از گذشت قرن های زیاد دیگرباره نه تنها در ایران اسلامی بلکه در سراسر جهان متجلی ساخت. در این روز مقدس حکومتی شکل گرفت که شعار اصلی آن استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود.
این عبارت ملکوتی که به عنوان شعار اصلی انقلاب اسلامی و توسط میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزات درخشان ملت با سلطنت پهلوی همه روزه در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده شده بود، حکومتی را پایه ریزی کرد که عدالت اسلامی یکی از اهداف عالیه ی آن بود. در این شعار مقدس کلمه ی استقلال به عنوان نخستین هدف مطرح شده بود که رساننده ی این پیام به جهان و جهانیان بود که امت مسلمان ایران می خواهد «اراده ی ملی» خود را حاکم بر مقدرات خویش سازد تا بتواند از نفوذ و دخالت های بیگانگان رهایی یابد و چه زیبا و متین امام خمینی قدس سره فرموده است:
«اگر استقلال کشور خودمان را تحصیل نکنیم سایر چیزها درست نخواهد شد.»
 تشکیل جمهوری اسلامی نه تنها اراده ی ملی ایرانیان را بر سرنوشت خود تثبیت کرد و برای آنان استقلال و آزادی را به ارمغان آورد، بلکه این بارقه ی امید در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشید که بعد از قرن ها رنج و درد، جلوه ای از وعده ی خداوند تبارک وتعالی را شاهد باشند.
امام خمینی قدس سره در تاریخ 12 فروردین 1358 پس از تثبیت نظام مقدس جمهوری اسلامی طی پیامی رادیو تلویزیونی فرمودند:
«خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید و توفیق خودش، به مستکبرین غلبه دهد و آن ها را امام و پیشوا قرار دهد. وعده ی خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهد این وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند چنان که تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ایران تشکر می کنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رأی قاطع خودشان را که باید گفت صددرصد پیروزی بوده است دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند... جمهوری اسلامی است که احکام مترقی او بر تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد.»
رهبر کبیر انقلاب اسلامی قدس سره در قسمت دیگری از پیام خود فرمودند:
«صبح گاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگ ترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه ی شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید.انتخاب واژه ی عید برای چنین روزی از سوی امام امت« قدس سره» یک انتخاب دقیق و صحیح است؛ زیرا عید به روزی اطلاق می شود که آن روز نو و شادی آفرین باشد و باعث سربلندی و مجد یک ملت شود. بنابر این دوازدهم فروردین از بزرگترین اعیاد انقلاب اسلامی ایران می باشد.
هدف دیگر شعار اصلی انقلاب، کلمه ی آزادی بود. در رابطه با آزادی نظرات مختلف و متعددی مطرح می شود؛ اما در اسلام، آزادی جامع ترین و مانع ترین معنا را در بر دارد و آن عبارت است از: شرایط سیاسی – اجتماعی لازم برای رشد و تعالی فرد و مردم که در آن موانع قانونی و فرهنگی مثل عرف و عادت، و موانع سیاسی، مانند سلطه ی طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. یعنی انسان در انتخاب عقیده و بیان و نشر آن آزاد است. مگر آن که به دیگران آسیبی وارد بیاید و همچنین از خود سلب آزادی به شیوه غربی ننماید به طوری که مردم بتوانند هدایت و رشد و تعالی یابند. هدف نهایی شعار اصلی، کلمه ی جمهوری اسلامی بود که از به هم پیوستن جمهوری و اسلامی به دست آمده است. کلمه جمهور به معنای توده یا انبوه مردم است و منظور از گنجاندن چنین کلمه ای برای نظامِ شکل گرفته ی بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعیین کننده بودن رأی مردم در سرنوشت خود و کلیه ی امور اجرایی کشور می باشد و به طور کلی حکومتی را تببین می کند که برای تأمین زندگی دنیایی توده مردم متکی به مردم باشد.

 

واژه ی اسلامی هم به سبب تمایز آن از دیگر نظام های جمهوری است که ویژگی های خاص خود را دارد که در آن ارزش های الهی و قرآنی بر تمامی شئون حاکمیت دارد و همچنین ولی فقیه که بر طبق نظام الهی، ولایت امر و امامت امت را بر عهده می گیرد، افزون بر تأمین زندگی مردم، مسؤولیت هدایت مردم و کمک به رشد و تعالی آنان را بر عهده دارد. برای تحقق این بخش حیاتی از شعار اصلیِ انقلاب پس از پیروزی آن، نیاز بود تا رسماً ناظم مشخصی حاکم بر ایران شود و در همین راستا بود که رهبر نهضت، امام خمینی« قدس سره» طی سخنانی فرمودند:
«... احتیاج به رفراندوم هم نیست؛ برای این که مردم آرای خودشان را در ایران اعلام کردند. با فریادها، با دادها اعلام کردند...»
و در ادامه علت اعلام همه پرسی را رسمی کردن آن، اتمام حجت برای دیگران و بسته شدن راه اگرها و مگرها عنوان کرده و فرمودند:
«... این جانب به جمهوری اسلامی رأی می دهم و از شما هم می خواهم که به آن رأی دهید...».
دقیقاً در همین زمان وسوسه های خناسان شروع شد. از جمله این که طرح کردند که حکومت بر اساس «جمهوری» بدون قید دیگری یا این که جمهوری دمکراتیک و ... باشد. لذا امام امت قدس سره با احساس خطر انحراف در صفوف متحد ملت و با آگاهی بی نظیر خود مردم را از این خطر آگاه کرده و فرمودند:
«رأی بدهید به جمهوری اسلامی، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر.»و مردم ایران در روزهای سرنوشت ساز، دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه در پای صندوق های رأی، به یکی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی جامه ی عمل پوشاندند و پیروزی نهایی انقلاب اسلامی را با آرای عظیم و باور نکردنی خود تحقق بخشیدند.
نتیجه ی درخشان 2/98 درصدی آرای مردم، مطرح شدن هر گونه بحث و جدلی را در شکل و نوع حکومت ایران پس از سقوط نظام شاهنشاهی 2500 ساله از میان برد و با رهبریت قاطع امام خمینی قدس سره و مجاهدت ها و کوشش های بی نظیر امت مسلمان ایران حکومت اسلامی در سرتاسر ایران استقرار یافت؛ تا به حول و قوه ی الهی ملت بزرگ ایران بتواند توانمند و امیدوار زمینه ی تشکیل حکومت عدل اسلامی را برای ظهور امام زمان «علیه السلام» فراهم آورد.

 

بدین ترتیب مبارزات مستمر و پیگیر امت مسلمان ایران در برپایی حکومت اسلامی تحقق یافت و عصر نوینی در تاریخ ایران و اسلام آغازشد. امام خمینی« قدس سره» به شکرانه ی این پیروزی درخشان در پیام خود فرمودند:
«... من به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندومی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه به زباله دان تاریخ دفن کنند...»
«... من از این همبستگی بی مانند که همه به ندای آسمانی واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا لبیک گفتند و به اتفاق آرا به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و رشد سیاسی و اجتماعی خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر می کنم...»

منابع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی – صحیفه نور



[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 9:46 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

12فروردین روز جمهوری اسلامی مبارک

12 فروزدین روز جمهوری اسلامی مبارک

جمعیت پور یاران پهنایی




برچسب‌ها: مناسبتها ی انقلاب
[ دوشنبه 92/1/12 ] [ 9:13 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

 

نوروز سال 1391 والپیپر- عکس متحرک


[ پنج شنبه 92/1/8 ] [ 1:1 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]
رهبر معظم انقلاب در پیام به مناسبت حلول سال جدید:
سال 92 را بعنوان "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم (1391/12/30 - 14:33)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت آغاز سال 1392، با اشاره به حرکت رو به جلوی ملت ایران در سال گذشته بویژه در مواجهه ی اقتصادی و سیاسی با جهان استکبار، چشم انداز سال 92 را امیدوارانه و همراه با پیشرفت و تحرک و ورزیدگی و حضور جهادی ملت ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی دانستند و تاکید کردند: با این نگاه، سال 92 را "سال حماسه ی سیاسی و حماسه ی اقتصادی" نامگذاری می کنیم.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‎الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی حبیبتک سیّدة نساء العالمین فاطمة بنت محمّد صلّی الله علیه و ءاله. اللّهمّ صلّ علیها و علی ابیها و بعلها و بنیها. اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فیها طویلا. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقر به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم به همه‌ی هم‌میهنان عزیزمان در سراسر کشور، و به همه‌ی ایرانیان در هر نقطه‌ای از جهان که هستند، و به همه‌ی ملتهائی که نوروز را گرامی میدارند؛ مخصوصاً به ایثارگران عزیزمان، خانواده‌های شهدا، جانبازان و خانواده‌هایشان، و همه‌ی کسانی که در راه خدمت به نظام اسلامی و به کشور عزیزمان مشغول فعالیتند. امیدواریم خداوند متعال این روز را و این آغاز سال را برای ملت ما، برای همه‌ی مسلمانان عالم، مایه‌ی شادی و بهروزی و نشاط قرار دهد و ما را به انجام وظائفمان موفق و مؤید بدارد. به هم‌میهنان عزیزمان عرض میکنم توجه داشته باشند که ایام فاطمیه در اواسط روزهای عید است و تکریم و احترام این ایام برای همه‌ی ما لازم است.
ساعت تحویل و هنگام تحویل، در حقیقت حد فاصلی است بین یک پایان و یک آغاز؛ پایان سال گذشته و آغاز سال نو. البته نگاه عمده‌ی ما باید به طرف جلو باشد؛ سال نو را ببینیم، برای آن خودمان را آماده کنیم و برنامه‌ریزی کنیم؛ اما حتماً نگاه ِ به پشت سر و راهی که طی کرده‌ایم هم برای ما مفید است، برای اینکه ببینیم چه کرده‌ایم، چگونه حرکت کرده‌ایم، نتائج کار ما چه بوده است، و از آن درس بگیریم و تجربه بیاموزیم.
 سال 91 مثل همه‌ی سالها، سالی متنوع و دارای رنگها و نقشهای گوناگون بود؛ شیرینی هم داشت، تلخی هم داشت؛ پیروزی هم داشت، عقب‌ماندگی هم داشت. زندگی انسانها در طول حیات، همیشه همین جور است؛ با کش و قوس‌ها همراه است، با فراز و نشیب‌ها همراه است؛ مهم این است که از نشیبها خارج شویم ، خودمان را به اوجها برسانیم .
آنچه که در طول سال 91 از جنبه‌ی مواجهه‌ی ما با جهان استکبار آشکار و واضح بود، عبارت بود از سختگیری دشمنان بر ملت ایران و بر نظام جمهوری اسلامی. البته ظاهر قضیه، سختگیری دشمن بود؛ اما باطن قضیه، ورزیدگی ملت ایران و پیروزی او در میدانهای مختلف بود. آنچه که دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف بود؛ عمدتاً عرصه‌ی اقتصاد و عرصه‌ی سیاست بود. در عرصه‌ی اقتصاد، گفتند و تصریح کردند که میخواهند ملت ایران را به‌وسیله‌ی تحریم فلج کنند؛ اما نتوانستند ملت ایران را فلج کنند و ما در میدانهای مختلف، به توفیق الهی و به فضل پروردگار، به پیشرفتهای زیادی دست پیدا کردیم؛ که تفصیل آنها برای ملت عزیزمان گفته شده است، گفته خواهد شد؛ من هم ان‌شاءالله در سخنرانی روز اول فروردین، به شرط حیات، اجمالاً مطالبی عرض خواهم کرد.
در زمینه‌ی اقتصاد البته بر مردم فشار وارد آمد، مشکلاتی ایجاد شد؛ بخصوص که اشکالاتی هم در داخل وجود داشت؛ برخی از کوتاهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها انجام گرفت که به نقشه‌های دشمن کمک کرد؛ لیکن در مجموع، حرکت مجموعه‌ی نظام و مجموعه‌ی مردم، یک حرکت رو به جلو بوده است و ان‌شاءالله آثار و نتائج این ورزیدگی را در آینده خواهیم دید.
 در عرصه‌ی سیاست، از یک جهت همت آنها این بود که ملت ایران را منزوی کنند، از جهت دیگر ملت ایران را دچار دودلی و تردید کنند؛ همت آنها را کوتاه و ضعیف کنند. درست عکس این عمل شد؛ در واقع عکس این اتفاق افتاد. در زمینه‌ی انزوای ملت ایران، نه فقط نتوانستند سیاستهای بین‌المللی و منطقی ما را محدود کنند، بلکه حتّی نمونه‌هائی از قبیل اجلاس جنبش غیر متعهدها با حضور تعداد کثیری از سران و مسئولان کشورهای جهان در تهران تشکیل شد و عکس آنچه را که دشمنان ما میخواستند، رقم زد و نشان داد که جمهوری اسلامی نه فقط منزوی نیست، بلکه در دنیا با چشم تکریم و احترام به جمهوری اسلامی و به ایران اسلامی و به ملت عزیز ما نگریسته میشود.
در زمینه‌ی مسائل داخلی، مردم عزیز ما در آنجائی که امکان و موقعیت ابراز احساسات وجود داشت ــ عمدتاً در بیست و دوم بهمن سال 91 ــ آنچه را که لازمه‌ی حماسه و شور بود، از خود نشان دادند؛ از سالهای دیگر پرشورتر و متراکم‌تر در صحنه حاضر شدند. یک نمونه‌ی دیگر هم حضور مردم خراسان شمالی در بحبوحه‌ی تحریمها بود، که نمونه و مستوره‌ای از وضعیت و روحیه‌ی ملت ایران را نشان میداد نسبت به نظام اسلامی و به مسئولان خدمتگار و خدمتگزار خودشان. کارهای بزرگی هم بحمدالله در طول سال انجام گرفته است؛ تلاشهای علمی، کارهای زیربنائی، تحرک فراوان مسئولین و مردم. زمینه‌ها برای حرکتِ رو به جلو و ان‌شاءالله جهش، فراهم شده است؛ هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، و هم در همه‌ی زمینه‌های حیاتیِ دیگر.
سال 92 برابر چشم‌انداز امیدوارانه‌ای که به لطف پروردگار و همت مردم مسلمان برای ما ترسیم شده است، سال پیشرفت و تحرک و ورزیدگی ملت ایران خواهد بود؛ نه به این معنا که دشمنیِ دشمنان کاسته خواهد شد، بلکه به این معنا که آمادگی ملت ایران بیشتر و حضور او مؤثرتر و سازندگی آینده‌ی این ملت به دست خودشان و با همتِ با کفایت خودشان ان‌شاءالله بهتر و امیدبخش‌تر خواهد شد.
البته آنچه را که ما در سال 92 در پیشِ‌ رو داریم، باز عمدتاً در دو عرصه‌ی مهم اقتصاد و سیاست است. در عرصه‌ی اقتصاد، به تولید ملی باید توجه شود؛ همچنان که در شعار سال گذشته بود. البته کارهائی هم انجام گرفت؛ منتها ترویج تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی، یک مسئله‌ی بلند‌مدت است؛ در یک سال به سرانجام نمیرسد. خوشبختانه در نیمه‌ی دوم سال 91 سیاستهای تولید ملی تصویب شد و ابلاغ شد ــ یعنی در واقع این کار ریل‌گذاری شد ــ که بر اساس آن، مجلس و دولت میتوانند برنامه‌ریزی کنند و حرکت خوبی را آغاز کنند و ان‌شاءالله با همت بلند و با پشتکار پیش بروند.
در زمینه‌ی امور سیاسی، کار بزرگ سال 92، انتخابات ریاست جمهوری است؛ که در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی، و  به یک معنا مقدرات عمومی کشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی میکند. ان‌شاءالله  مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیکی را برای کشور و برای خودشان رقم بزنند. البته لازم است هم در زمینه‌ی اقتصاد، هم در زمینه‌ی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. با حماسه و با شور باید  وارد شد، با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد، با دل پر امید و پر نشاط باید وارد میدانها شد و با حماسه‌آفرینی باید  به اهداف خود رسید.
با این نگاه، سال 92 را به عنوان «سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی» نامگذاری میکنیم و امیدواریم به فضل پروردگار، حماسه‌ی اقتصادی و حماسه‌ی سیاسی در این سال به دست مردم عزیزمان و مسئولان دلسوز کشور تحقق پیدا کند.
به امید توجهات پروردگار و دعای حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و با درود به روح مطهر امام بزرگوار و شهیدان عزیز.
                                                                                                                                                                   و السّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


[ پنج شنبه 92/1/8 ] [ 1:1 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

بهمن عید ازادگی ملت ایران است .

امروز همزمان با سایر شهرستانها و روستاهای کشور اسلامی ایران ، مردم همیشه درصحنه پهنایی راهپیمایی 22 بهمن 1391 را با شکوه برگزار نمودند . این مراسم راس ساعت 30/9 صبح از جلوی پایگاه مقاومت شهدای پهنایی شروع شد . راهپیمایان پس از عبور از مسیرهای تعیین شده در کنار گلزار مطهر شهدای جنگ تحمیلی گردهم آمدند. در این مراسم دهیار محترم پهنایی ضمن تشکر از راهپیمایان به گوشه ای از تاریخ انقلاب اشاره نمود . بعد گروه سرود پایگاه مقاومت بعثت خواهران  سرودی در خصوص انقلاب اجرانمودند و بعد حجة السلام برات نژاد امام جماعت مسجد صاحب الزمانی پهنایی چند جمله ای رادر وصف امام وانقلاب بیان نمودند در ادامه مراسم دلنوشته ای توسط دانش اموزی از دبستان شهید مصطفی خمینی (ره) خوانده شد و بعد گروه سرود دبستان به اجرای سرود انقلاب پرداختند در پایان قطعنامه ی 22 بهمن توسط برادر قربان صحتی قرائت که با تکبیر حاضران تایید گردد.  

22 بهمن 1391 روستای پهنایی




برچسب‌ها: راهپیمایی - 22 بهمن - پهنایی
[ یکشنبه 91/11/22 ] [ 1:43 عصر ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]

22 بهمن روز پیروزی ملت ایران مبارک

 

جمعیت همیاران پهنایی از کلیه مردم شهید پرور پهنایی و به  خصوص  خانواده های  محترم

 شهدا و رزمندگان دوران دفاع مقدس و بسیجیان غیور پهنایی دعوت به عمل می آورد که در

 راهپیمایی فردا 22 بهمن ماه 1391 شرکت نمایند تا یاد وخاطره فرزندان شهید دوران انقلاب

 زنده شود وبیعتی مجدد باشد با مقام عظمای ولایت . 

 

وعده دیار ما ساعت 9

 

صبح جلوی مسجد صاحب الزمانی پهنایی




برچسب‌ها: راهپیمایی - 22 بهمن - پهنایی - جمعیت پوریاران پهنایی
[ شنبه 91/11/21 ] [ 9:36 صبح ] [ محمد رضا ابطحی مقدم ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

طراح قالب
معببر سایبری فندرسک
اخبار روز نامه های ایران
خوش آمدید
جملات قصار رهبر معظم انقلاب اسلامی                                                    بخش 2
خانواده جوان کار و فعالیت اعتیاد جامعه
زن   پرستار   تمدن‏
مادر   پزشک   جهانگرد
ازدواج   معلم‏   خدمت ‏رسانى
تجملات و اسراف   صیادى   قانون
کودک   کارگر   مستضعفان
    کارمند   مسکن‏
    اشتغال   ورزش
    تعاون    
    کیفیت‏    
    وجدان کارى    
    نظم، برنامه‏ریزى
خانواده جوان کار و فعالیت اعتیاد جامعه
زن   پرستار   تمدن‏
مادر   پزشک   جهانگرد
ازدواج   معلم‏   خدمت ‏رسانى
تجملات و اسراف   صیادى   قانون
کودک   کارگر   مستضعفان
    کارمند   مسکن‏
    اشتغال   ورزش
    تعاون    
    کیفیت‏    
    وجدان کارى    
    نظم، برنامه‏ریزى    
درباره وبلاگ
برچسب‌ها
امکانات وب



برای دریافت کد گنجینه کلیک کنید